جدید
موانا
موآنا دختر رئیس قبیله که قرار است در آینده جانشین پدرش شود شیفته داستان های مادربزرگش درباره تاریخ قبیله اش می شود. مادربزرگ، داستان مائویی...
جدید
موآنا دختر رئیس قبیله که قرار است در آینده جانشین پدرش شود شیفته داستان های مادربزرگش درباره تاریخ قبیله اش می شود. مادربزرگ، داستان مائویی...
موآنا دختر رئیس قبیله که قرار است در آینده جانشین پدرش شود شیفته داستان های مادربزرگش درباره تاریخ قبیله اش می شود. مادربزرگ، داستان مائویی موجودی نیمه خدا - نیمه انسان را برای موآنا تعریف می کند که قلب تفیتی – مادر طبیعت- را دزدیده است و به همین دلیل طبیعت در حال نابودی است و به زودی افراد قبیله موآنا چیزی برای خوردن پیدا نمی کنند. موآنا مصمم می شود که در اقیانوس سفر کند و قلب تفیتی را به او بازگرداند تا طبیعت دوباره زنده شود.
موآنا با کمک قصه های مادربزرگ آگاه شد که کیست و متوجه شد علاقه و اشتیاقی که از کودکی به اقیانوس داشته بی دلیل نبوده و این اشتیاق را از اجداد دریانوردش به ارث برده است.
زمانی که موآنا متوجه شد تنها راه نجات جزیره و افراد قبیله اش باز گرداندن قلب تفیتی است و این مسئولیت به عهده اوست با وجود مخالفت پدرش روی نظر خودش پافشاری کرد و راهی اقیانوس شد.
موآنا همواره این سوال را از خود می پرسید: من کیستم؟ و چه کاری باید انجام دهم؟
زمانی که موآنا سفرش را به قلب اقیانوس شروع کرد با مشکلات بسیاری از جمله طوفان، گم کردن راه، هیولاها و ... روبرو شد که در مقابل همه ایستادگی و مقاومت کرد و در آخر هم با تکا مبارزه کرد تا توانست قلب تفیتی را بازگرداند.
موآنا وقتی فهمید دریانورد است با وجود قانونی که پدرش وضع کرده بود که هرگز نباید از تپه های مرجانی رد شود سوار بر قایق شد و از تپه ها گذشت تا ماموریتش را انجام دهد.
در دوران کودکی وقتی موآنا در ساحل اقیانوس بازی می کرد، به خاطر اشتیاق زیادی که به آب و افسانه های مادربزرگ داشت با اقیانوس دوست شد و گویی رسالتش را در زندگی هم انتخاب کرد و هم پذیرفت.
موآنا با انتخاب کردن سفر در اقیانوس هم خودش رشد کرد و توانایی های بالقوه خود را بالفعل کرد و هم به مائویی کمک کرد تا خودش را باور کند و بپذیرد بدون قلابش هم توانمند است.
موآنا به خاطر عشقی که به مردمش داشت راهی سفر در اقیانوس شد و در زمانی که مائویی او را تنها گذاشت به خاطر عشقش به افراد قبیله تنهایی به سفرش ادامه داد و در نهایت موفق شد.
در این انیمیشن طبیعت زنده انگاشته می شود و به صورت نمادین یک مادر نمایش داده می شود. زمانی که قلب مادر یا همان تفیتی از او دزدیده می شود قدرت خلق از او گرفته می شود و طبیعت رو به تباهی می رود. در واقع قدرت خلق فقط از آن مادر است و قلب او که مرکز خلق است به تنهایی قدرتی ندارد و فقط زمانی که در سینه مادر طبیعت باشد می تواند خلق کند.
موآنا با وجود سن کم شجاعانه به دل اقیانوس سفر کرد و رسالتش را به انجام رسانید.
موآنا رهبری توانمند برای افراد قبیله اش بود و هنگامی که با مائویی روی آب بود او را هم هدایت می کرد.
با وجود این که بازگرداندن قلب تفیتی رسالت موآنا بود، او به تنهایی این هدف را به سرانجام نرسانید و از مائویی کمک گرفت و در نهایت با کمک هم این کار را انجام دادند.
بعد از خوانش کتاب، برای تعمق بخشیدن به درک کودکان از داستان میتوان ازآنها سواالتی پرسید و گفتگوهایی داشت. این سواالت میتواند مربوط به کلیت داستان و ارزشهای مطرح شده در آن و یا مربوط به بخشهای خاصی از ماجراهای طرح شده باشد. ارزشهای مطرح در کتاب المر که گفتگوها میتواند حول آنها صورت بگیرد پذیرش تفاوتهای فردی و هویت و پذیرش خود و پذیرش دیگری است.
1) شخصیت اصلی چه کسی است؟ 2) شخصیت اصلی چه هدفی را دنبال میکند؟ 3) آیا شخصیت اصلی به هدفش میرسد؟
راهنمایی: سوالهایی که بولد شدهاند لزوما نباید در ابتدا مطرح شوند، بلکه روند پرسش و پاسخها باید طوری باشد که مخاطبان بتوانند در انتها به این پرسشها به شکلی جامع پاسخ دهند. 1) موانع بیرونی موآنا برای رسیدن به هدفش چه بود؟ 2) چه نیروها یا افرادی به موآنا کمک کردند تا به هدفش برسد؟ 3) چه ویژگیهای شخصیتی موآنا به او کمک کرد تا به هدفش برسد؟ 4) چه سوالی را موآنا از خودش خیلی می پرسید؟ 5) چه عواملی باعث شدند تا موآنا تصمیم بگیرد به اقیانوس برود؟ 6) برای جزیره موآنا چه اتفاقی افتاده بود ؟ 7) چرا پدر موآنا اجازه نمی داد که او سوار قایق شود؟ 8) کار اصلی اجداد موآنا چه بود؟ و چرا آن را کنار گذاشته بودند؟ 9) چرا همه می خواستن قلب تفیتی را به دست آورند؟ 10) اقیانوس چطور به موآنا کمک می کرد و چرا؟ 11) آیا موآنا انتخاب شد تا قلب تفیتی را برگرداند یا خودش انتخاب کرد؟ به چه دلیل؟ 12) مادربزرگ موآنا چه تفاوتی با بقیه داشت؟ 13) کدام ویژگی موآنا باعث شد مائویی نتواند به او کمک نکند؟ 14) چرا مائویی به سفر با موآنا ادامه نداد؟ 15) چه اتفاقی افتاده بود که مائویی فکر می کرد بدون قلابش هیچی نیست؟ 16) آیا مائویی واقعا بدون قلابش هیچ کاری نمی توانست بکند؟ 17) چرا تفیتی به تکا تبدیل شده بود؟ 18) آیا موآنا به تنهایی می توانست قلب تفیتی را بازگرداند؟ 19) این جمله معروف موآنا در اواخر فیلم به چه جمله ای تبدیل شد؟ چرا؟ «من موآنا از موتونویی هستم. تو باید سوار قایق من بشی، از دریا عبور کنی و قلب تفیتی رو بهش برگردونی» 20) چرا مائویی برای کمک به موآنا برگشت؟
راهنمایی: برای طرح سوالات شخصی، مربی باید پیشاپیش این پرسشها را از خود پرسیده باشد و اگر صلاح دید، پاسخ خود و تجربیات خود را صادقانه با مخاطبان در میان بگذارد که آنها نیز جسارت، و صراحت لازم را برای انجام گفتگو پیدا کنند. 1) آیا دیدن این فیلم را به دوستان خود پیشنهاد میکنید؟ چرا؟ 2) تکاندهندهترین و به یادماندنیترین لحظات فیلم برای شما چه لحظاتی بود؟ چرا؟ 3) آیا تا به حال اشتیاق شدیدی را که موآنا به اقیانوس داشت نسبت به کاری یا پدیده ای در خود حس کرده اید؟ 4) آیا با این جمله مادربزرگ بعد از اولین بار که قایق موآنا در اقیانوس شکست موافقید؟ «هر اتفاقی که الان افتاد تقصیر قایق بود» 5) به نظر شما معنی این جمله چیست؟ «قدرت موجودات در درونشان است» 6) اگر شما در موقعیت موآنا زمانی که مائویی تنهایش گذاشت قرار می گرفتید چه می کردید؟ 7) آیا شما برای رسیدن به اهدافتان از دیگران کمک می گیرید؟ 8) آیا می توانید مثل موآنا برای رسیدن به اهدافتان مبارزه و پایداری کنید؟ چگونه؟ 9) قدرت حقیقی هر کس از کجا نشات می گیرد؟