در جستجوی دوری
دوری، ماهیکوچکی که دچار ضعف حافظهی کوتاه مدت است، پدر و مادرش را گم میکند .و به رغم آنکه از نام، چهره و محل زندگی آنها چیزی به خاطر ندارد...
دوری، ماهیکوچکی که دچار ضعف حافظهی کوتاه مدت است، پدر و مادرش را گم میکند .و به رغم آنکه از نام، چهره و محل زندگی آنها چیزی به خاطر ندارد، بر آن است تا در اقیانوس پهناور آنها را پیدا کند.
ویژگی اصلی دوری همانطور که نمو اشاره میکند حل مساله است. شعار او این است: همیشه راهی وجود دارد.
به رغم آنکه دیگران هدف دوری برای یافتن پدر و مادرش را بلندپروازنه و نشدنی ارزیابی میکنند و تلاش میکنند او را به دلیل خطرات و موانع بسیار از این کار بازدارند، اما او دست از جستجو برنمیدارد.
دوری با موانع و مشکلات بسیاری مواجه میشود اما همچنان هدف خود را پی میگیرد. دگرخواهی: دوری نه تنها به مارلین و نمو کمک میکند، بلکه هشت پا را نیز متقاعد میکند که به جای زندگی کردن در آکواریومی کوچک، زندگی در اقیانوس را انتخاب کند.
اگرچه دوری بر اثر یک حادثه از اقیانوس جدا شده و از یک مجموعهی آبی ساختهی انسانها سر در میآورد (در ظاهر با بدشانسی از هدفش کاملا دور میشود) اما از دوستی با هشت پا و نیاز هشت پا برای به دست آوردن تگ خودش، استفاده میکند تا پدر و مادرش را پیدا کند. نکتهی جالب اینجاست که دست سرنوشت دوری را درست به جایی میبرد که او را به پدر و مادرش رهنمون میکند. اتفاق به ظاهر ناخوشایند، گویا امدادی غیبی است تا دوری به هدفش برسد.
(که در انیمیشن پیداکردن نمو به پدر نمو - مارلین- در یافتن نمو کمک کرد است)، اگرچه پدر و مادر خود را مییابد، اما مارلین و نمو را که برای کمک به او در این مسیر کمکش کردهاند از خاطر نمیبرد و برای پیدا کردن آنها دست به خطر میزند. همچنین اگرچه هشت پا دلش نمیخواهد در اقیانوس زندگی کند، دوری او را به زندگی آزادانه و همراه با سایر حیوانات ترغیب میکند.
دوری به رغم ضعف بزرگی که دارد، در برابر همهی موانع میایستد، و تلاش میکند به رغم ترسهای متعدد جستجوی جدی را برای یافتن پدر و مادرش آغاز کند.
دوری برای پیدا کردن والدینش از دیگران کمک میگیرد و با همکاری آنها (هشت پا، نهنگ، دلفین و حیوانات آبزی دیگر) پدر و مادرش را مییابد.
دوری به رغم موانع و ترسهای متعدد، و حتی پس از آنکه به او میگویند مادر و پدرش مردهاند، امید خود را برای یافتن آنها از دست نمیدهد.
بعد از خوانش کتاب، برای تعمق بخشیدن به درک کودکان از داستان میتوان ازآنها سواالتی پرسید و گفتگوهایی داشت. این سواالت میتواند مربوط به کلیت داستان و ارزشهای مطرح شده در آن و یا مربوط به بخشهای خاصی از ماجراهای طرح شده باشد. ارزشهای مطرح در کتاب المر که گفتگوها میتواند حول آنها صورت بگیرد پذیرش تفاوتهای فردی و هویت و پذیرش خود و پذیرش دیگری است.
1) شخصیت اصلی چه کسی است؟ 2) شخصیت اصلی چه هدفی را دنبال میکند؟ 3) آیا شخصیت اصلی به هدفش میرسد؟
راهنمایی: سوالهایی که بولد شدهاند لزوما نباید در ابتدا مطرح شوند، بلکه روند پرسش و پاسخها باید طوری باشد که مخاطبان بتوانند در انتها به این پرسشها به شکلی جامع پاسخ دهند. 1) موانع بیرونی دوری برای رسیدن به هدفش چه بود؟ 2) چه نیروها یا افرادی به دوری کمک کردند تا به هدفش برسد؟ 3) چه ویژگیهایی در شخصیت دوری مانع از آن میشد تا به هدفش برسد؟ 4) چه ویژگیهای شخصیتی دوری به او کمک میکرد تا به هدفش برسد؟ 5) چرا دوری به دور از خانوادهاش زندگی میکند؟ 6) چه اتفاقی باعث میشود دوری بخواهد خانوادهی خود را پیدا کند؟ 7) چرا نمو و پدرش به دوری کمک میکنند تا خانوادهاش را پیدا کند؟ 8) چه چیزی باعث میشود هشتپا بخواهد به دوری کمک کند؟ (انگیزهی هشت پا از کمک به دوری چیست؟) 9) ویژگی خاص دوری چیست که باعث میشود مارلین و نمو با استفاده از آن از اکواریوم کوچک رها شوند؟ (دوری شک به دلش راه نمیداد) (دست به عمل زدن و نه انفعال) 10) به نظر شما دوری ماهی شجاعی است یا ترسو؟ چرا؟ 11) آیا به نظر شما دوری مهربان است یا نامهربان؟ چرا؟ 12) شعار دوری چه بود؟ آیا از این شعار خوشتان میاید؟ 13) به نظر شما امیدواری چقدر در رسیدن دوری به هدفش تاثیرگذار بود؟ 14) به نظر شما چرا دوری بعد از پیدا کردن پدر و مادرش به دنبال نمو و مارلین گشت؟ 15) چرا دوری دلش میخواست هشتپا به اقیانوس برود؟ 16) در کدام بخشهای داستان از اینکه دوری به هدفش برسد و پدر و مادرش را پیدا کند ناامید شدید؟ چه چیزی باعث شد ناامیدی شما به امیدواری تبدیل شود؟
راهنمایی: برای طرح سوالات شخصی، مربی باید پیشاپیش این پرسشها را از خود پرسیده باشد و اگر صلاح دید، پاسخ خود و تجربیات خود را صادقانه با مخاطبان در میان بگذارد که آنها نیز جسارت، و صراحت لازم را برای انجام گفتگو پیدا کنند. 1) آیا دیدن این فیلم را به دوستان خود پیشنهاد میکنید؟ چرا؟ 2) تکاندهندهترین و به یادماندنیترین لحظات فیلم برای شما چه لحظاتی بود؟ چرا؟ 3) آیا تاکنون به دنبال هدفی بودهاید که به خاطر حرف دیگران از دنبال کردن آن دست کشیده باشید؟ 4) آیا در زندگی هدفی داشتهاید که به رغم موانع و یا حرفهای دلسردکنندهی دیگران آن را دنبال کرده باشید؟ 5) آیا با این دیدگاه هشت پا موافقید: حافظه که نباشه، خیال آدم راحته؟ 6) چه چیزهایی را دوست داشتید فراموش کنید؟ 7) اگر در ازای هر خاطرهی ناراحت کننده، یک خاطرهی خوشایند را هم فراموش میکردید باز هم فراموشی را انتخاب میکردید؟ 8) اگر حافظهی کوتاه مدتتان را از دست میدادید فکر می کند، خانه، مادر، پدر، خواهر و برادر خود را چگونه به یاد میآوردید (تاکید بر رنگ، بو، صدا و...) 9) شعار زندگی شما چیست؟ آیا شعاری دارید که بخواهید به دوستانتان بگوئید؟ 10) آیا دوست دارید شعار دوری را شعار زندگی خود کنید؟